السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
133
جواهر البلاغة ( فارسى )
الْأَمْثالَ » « 1 » . بنگر چگونه مثلها را براى تو آوردهاند . در اين آيهء شريفه ، « انظر » براى برانگيختن شگفتى استعمال شده است . تمرين بين ما يراد من صيغ الأمر فى التراكيب الآتية : مقصود از صيغههاى امر ، در تركيبهاى آينده را بيان كن . فصبرا فى مجال الموت صبرا * فما نيل الخلود بمستطاع « 2 » در مسير مرگ ، شكيبا باش كه دست يافتن به جاودانگى مقدور نيست . در اين شعر ، واژهء « فصبرا » و « صبرا » به جاى صيغهء امر ، به كار رفته است و مراد از آن ، ارشاد است . فغضّ الطّرف انّك من نمير * فلا كعبا بلغت و لا كلابا « 3 » نگاهت را فرو دار تو از تبار « نمير » ى و به شرف قبيلهء « كعب » و « كلاب » نمىرسى . در اين شعر ، « غضّ » فعل امر است و براى تحقير به كار رفته است . فياموت زر انّ الحياة ذميمة * و يا نفس جدّى انّ دهرك هازل « 4 » اى مرگ ، به بالينم بيا كه زيستن نكوهيده است و اى جان ، كوشا باش كه روزگار تو بازيچه است . در اين شعر ، « زر » فعل امر است و براى تمنّى به كار رفته و « جدّى » براى ارشاد . « خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ » « 5 » عفو پيشه كن و به نيكى فرمان ده و از نادانان ، روى بگردان . در اين آيهء شريفه ، « خذ » صيغهء امر است و براى ارشاد آمده ، همينطور صيغهء « أءمر » و « اعرض » . أسيئنى بنا أو أحسنى لا ملومة * لدينا و لا مقليّة إن تقلّت . بدى كنى يا نيكى ، نكوهشت نكنيم و اگر دشمنى پيشه سازى ما كين تو بر دل نگيريم « 6 » . در اين شعر ، واژهء « اسيئى » صيغهء امر است و براى « تسويه » و برابر دانستن آمده . يا ليل طل يا نوم زل * يا صبح قف لا تطلع
--> ( 1 ) . اسراء / 48 . ( 2 ) . اين شعر از قطرى بن الفجاءه است . ( 3 ) . اين شعر از جرير است . ( 4 ) . اين شعر از ابو العلاء معرّى است . ( 5 ) . اعراف / 199 . ( 6 ) . اين شعر ، از كثير است .